ملاحم و الفتن
وضعیت مردم
حضرت امام حسن (ع) فرمودند: این امری که منتظر ظهور آن هستید واقع نخواهد شد تا وقتی که بعضی از شما از بعضی دیگر دوری نمایید وبعضی از شما بعضی دیگر را لعن نمایئد و به یکدیگر تف بیاندازید و به کفر یکدیگر شهادت بدهید راوی میگوید به حضرت عرض کردم آیا اینها همه خیر است؟ حضرت فرمودند همه خیرها درآن وقت که مهدی ما ظهور میکند و تمام اینها را برمیدارد[1].
حضرت امام محمدباقر (ع) فرمودند: در زمانی که خلایق یکدیگر را انکار میکنند صبح و شام در انتظار ظهور مهدی باشید: عرض شد: فدایت شوم منظور از انکار خلایق چیست؟ حضرت فرمودند": این است که مردی برای حاجتی به نزد برادر دینی خود میآید برادرش با وی ملاقات میکند به غیر آن طریقی که قبلاً با او رفتار میکرد و با وی سخن میگوید به غیر از سخنانی که پیشتر از این میگفت: یعنی وقتی که فهمید به او احتیاج دارد و از او کمک میخواهد هرآینه از او کنارهجویی میکند و به شأن و مقام برادر دینیاش اعتنا نمیکند[2].
در کتاب قرب الاسناد از حضرت صادق ایشان از پدر گرامیشان نقل نمودهاند که حضرت باقر (ع) فرمودند: که رسول خدا فرمود: حال شما چه گونه میباشد در وقتی که زنان شما ضایع و فاسد (یعنی زناکار) و جوانان شما فاسق (لواط کننده) شوند و به معروف امر نکنید و از منکر نهی ننمائید در آن حال گفته شد یا رسول الله آنچه فرمودی واقع خواهد شد. فرمود: آری بدتر از این خواهد شد چگونه میباشد حال شما که به منکر امر بکنید و از معروف نهی بکنید گفته شد یا رسول الله آیا این میشود حضرت فرمود: بله بدتر از این هم میشود[3]الخ...
حضرت رسول فرمودند: زمانی برای امّت من میآید که آن زمان باطن آنها خبیث و ظاهرشان از راه طمع به دنیا خوب و زیبا میشود. ـ یعنی اطاعت و عبادت را برای طمع دنیا انجام می دهند، نه برای اجرو ثواب که در نزد خداست کارهای ایشان در آن وقت از راه ریای محض میشود که اصلاً،خوف الهی با آن مخلوط نمیشود در آن حال خداوند عالم همه ایشان را فرا میگیرد و هر قدری که برای او دعای غریق میکنند مستجاب نمیشود[4].
رسول خدا فرمود: بعد از این زمانی برای امت من میآید که در آن زمان از قرآن چیزی نمیمانند مگر رسمی واز اسلام چیزی باقی نمیماند مگر اسمی که خودشان را با آن مینامند یعنی خودشان را مسلمان میخوانند و حال آنکه ایشان دورترین خلایقند از اسلام و مسجدهایشان آباد میشودو حال آنکه از جهت هدایت خراب است. فقهای ایشان بدترین فقهای زیر آسماناند فتنه از ایشان سر میزند و به خودشان برمیگردد[5].
رسول خدا در جواب سؤالی که از ایشان پرسیدند، قائم شما کی ظهور خواهد کرد فرمودند: وقتی که مردان به زنان و زنان به مردان شبیه شوند و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند و زنان به روی زین سوار شوند وشهادت به دروغ دهند و دروغ مقبول شود و شهادت شخص عادل مردود شود و خلایق ریختن خون یکدیگر را و ارتکاب زنا و خوردن ربا را آسان شمارند و از بدان به سبب ترسیدن از سخنان زشت ایشان تقیه کرده شود و سفیانی از شام و یمینی از یمن خروج کنند و زمین لشگری را در بیداءفرو می برد و جوانی، محمّد بن حسن، نام از آل محمد (ص) که نفس زکیه است، در میان رکن و مقام کشته شود و صدایی از آسمان برسد که حق با او و با شیعه اوست پس در این وقت خروج قائم ما واقع میشود[6].
صعصعه بن صوحان پس از کلام حضرت امیر (ع) که فرمودند: سلونی قبل ان تفقدونی از حضرت سؤال کرد که دجّال کی ظهور خواهد کرد حضرت فرمودند: زمانی که خلایق، نماز را بمیرانند یعنی آن را، بیتوجه دل و خضوع و خشوع، که به منزله روح است برای عبادت به جا آوردند و امانت را ضایع کنند، دروغ را حلال بدانند و ربا بخورند و رشوه بگیرند و بنای عمارت را محکم کنند و دین را به دنیا بفروشند و دیوانگان را داخل امر ـ حکومت ـ کنند و با زنان مشورت کنند و قطع ارحام کنند و تابع خواهشهای نفس شوند و خونریزی را آسان شمارند، حلم در میان شان ضعیف شود ـ یعنی سکوتشان در مقام انتقام گرفتن به سبب ضعف و عدم قدرت شود نه از راه صبر وتسلیم ـ و جور و ستم را فخر بدانند و امراء، فاجر و وزراء، ستمکار شوند و کسانی که، کفیل امور قبایل و عشایرند نسبت به ایشان خیانت کنند، و قاریان قرآن فاسق شوند وشهادتهای دروغ ظاهر،و فجور و بهتان و گناه و طغیان، آشکار شود و قرآنها را زینت کنند. و مسجدها منقّش شوند و منارهها بلند شوند و افراد شرور گرامی شوند و صفهای نماز جماعت با صفهای جنگ و خونریزی به هم بپیوندند و خواهشهای خلایق با همدیگر مختلف شود و عهد و میثاقها شکسته شود و بلایی که وعده کرده شده نزدیک میشود، و زنان از راه حرص و طمع دینا با شوهران خودشان در تجارت شریک میشوندو صداهای فاسقان بلند میشود ـ یعنی در میان مردم معروف ،مشهورو مقبول القول میشوند سخنان آنها را میشوند و اطاعت میکنند دروغگو را تصدیق میکنند و فرد خائن را امین میشمارند ـ چنگ و آلات لهو و لعب مانند عود و طنبور را نگه میدارند و آخرین این امت، به اولین ایشان لعنت میکنند و زنها به زینها سوار میشوند، و زنان و مردان به همدیگر شبیه میشوند و شاهد، بدون آنکه از او شهادت خواسته باشند شهادت میدهد و شاهد، دیگر به ملاحظهی مراعات حرمت دوست خود، شهادت باطل و دروغ میدهد و مسائل دینی، برای مقاصد افراد فاسد آموخته میشود و عمل دنیا را بر آخرت مقدم میشمارند و پوست گوسفند را، بر دلهای گرگ صفت خود میپوشند یعنی ظاهرشان مانند گوسفند و باطنشان مانند گرگ میشود و حال آنکه دلهایشان گندیدهتر است از مردارها و تلختر است از صبر و آن دوایی است معروف، طبیعت مسهلیّت دارد و به شدت تلخ میشود سپس در این وقت تعجیل کنید، تعجیل کردنی، بهترین مسکنها در این روز بیتالمقدس میباشد. هر آینه به خلایق زمانی میآید که در آن زمان آرزو میکنند که از ساکنان آنجا باشند[7].
حضرت رسول فرمودند: هرگاه دیدید زنان را که بالای سرشان را مانند کوهان شتر ساختهاندپس به آنها اعلام کنید که نمازشان پذیرفته نیست و زود است بیاید در امت من مردانی که زنهایشان سوار شوند بر زین اسبها، در حالی که خود را شبیه مردان کردهاند[8].
رسول خدا فرمود: در آخرالزمان افرادی میآیند که از امت من هستند در مساجد نشینند، و حلقه میزنند، ذکر ایشان دنیا و محبت آن و غیبت برادر مومنشان است، با ایشان ننشینند زیرا که خدا به آنها احتیاج ندارد
ـ منظور این است که جلسات آنها مورد رضای خدا نیست[9] ـ
رسول خدا فرمودند: برامت من زمانی میآید، که رای ها بسیار میشود و از خواهشهای نفسانی پیروی میکنند و قرآن به صورت سرود و ترانه و با آهنگ و آواز و غنا خوانده میشود و قرائت قرآنی موجب ترس آنان نمیشود ـ در روحیه آنان تأثیر نمیگذارد ـ و خداوند بر قرائت آنان، پاداش و اجر نمیدهد بلکه آنان را لعنت میکند و قاریان و خوانندگان زیاد میشوند ولی فقها کم میشوند، و قرآن را میخوانند ولی از گلوی ایشان بیشتر تجاوز نمیکند (در دل آنها تأثیر نمیگذارد) پس در چنین زمانی مردم از شنیدن آواز و آهنگهای خوش، به نشاط میآیند و حلاوت و شیرینی قرائت قرآن را نمیچشند و برای آنها هیچ بهرهای از ثواب آخرت نیست، مردها به مردها و زنان به زنان در فسق و فجور اکتفا میکنند در چنین زمانی مجلسها میگیرند ودستهبندیها زیاد میشود[10].
در عقدالدرر از حضرت باقر (ع) منقول است که حضرت فرمودند: مهدی ظهور نمیکند مگر زمانی که خوف و ترس شدیدی بین مردم حکمفرما گردد، زلزلههای متعددی به مردم برسد، و مردم دچار طاعون میشوند و درگیری و شمشیر بین عرب واقع میشود و اختلاف شدید بین مردم ایجاد میشود و در دینشان دچار تشتت وسرگشتگی میشوند و احوالات آنها دگرگون میشود و مردم صبح و شام مرگشان راتمنّی میکنند تا اینجا که حضرت فرمودند: ظهور او زمانی است که همه مأیوس و مقنوط شدهاند پس خوشا به حال کسی که او را درک کند و از اصحاب و یارانش باشد و وای کل الوای (نگون بخت ازل و ابد) بر کسی که با او و با امر او مخالفت کند.
ابن حجر درصواعق خود از ابیالقاسم طبرانی از حضرت رسول اکرم (ص) نقل مینماید که ایشان (ص) فرمودند: بعد از من خلفائی میآیند و بعد از آن خلفاء امراء و بعد از آن امراء ملوک و بعد از آن ملوک، جبابره و سپس بعد از این جبابره مردی از عترت من خروج میکند. و زمین را پر از عدل و داد میکند همانطور که از ظلم و جور پر گردیده است[11].
در عقد الدرر از علی بن هلال از پدرش نقل گردیده که حضرت رسول پس از انشاء روایت بلندی رو کردند به حضرت صدیقه طاهره (ع) و فرمودند: یا فاطمه (ص) قسم به کسی مرا به حق مبعوث گردانید، مهدی و هدایت گر این امت از این دو میباشد (به حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) اشاره فرمودند) و زمانی که دنیا دچار هرج و مرج شود و فتنهها و آشوبها ظاهر شوند راهها و رودها قطع شوند وبرهم فرو بریزند (وضع طبیعی از بین برود) و بزرگ و کوچک به هم رحم نکنند و کوچک به بزرگ احترام نگذارد دراین هنگام است که خداوند او را (مهدی را) مبعوث و برانگیخته مینماید و فتح میشود قلعههای ضلالت و گمراهی و قلوبی که قفل خورده و گرفته شده است به وسیله او (مهدی)[12].
حضرت حسین (ع) فرمودند: امری که منتظرش هستید (یعنی ظهور مهدی) واقع نمیشود مگر اینکه بعضی از شما از بعضی دیگر دوری و برائت بجوئید وبعضی از شما علیه بعضی دیگر شهادت بدهد (شهادت به دروغ) و بعضی از شما بعضی دیگر را لعن کنید، پس از حضرت سؤال کردند آیا این مسائل خیر است، حضرت فرمودند: همهاش خیر است و در آن زمان است که مهدی خروج میکند و این مسائل و مشکلات را از بین میبرد و رفع میکند. حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: بشارت بدهید به مهدی که مردی است از قریش که از عترت من است و در زمانی خروج میکند که بین مردم اختلاف و زلزال رخ داده است[13].
علائم طبیعی
حضرت صادق (ع) فرمودند: در پیشاپیش ظهور قائم دو نوع مرگ به خلایق رو میآورد: یکی موت احمر و دیگری موت ابیض. خلایق را، به نوعی فرا میگیرد که از هر هفت نفر، پنج نفر هلاک میشوند. موت احمر، شمشیر و موت ابیض، طاعون است[14].
حضرت صادق (ع) فرمودند: در پیشاپیش ظهور قائم، قحطی و خشک سالی واقع میگردد که خرما در سر درخت نارسیده خورده میشود، پس در آن وقت شکایت مکن[15].
بزنطی روایت نموده که حضرت رضا (ع) فرمودند: پیش از ظهور حضرت «بیوح» خواهد شد و من ندانستم که معنی بیوح چیست! بعد از آن به حج رفتم و از یک نفر اعرابی شنیدم، میگفت: این روز، روز بیوح است به او گفتم بیوح چیست؟ گفت هرآن چیزی که گرمی شدید داشته باشد.
امیرالمؤمنین فرمودند: برای خروج مهدی علاماتی است اول آنها طلوع ستاره دمداراست در حالتی که به ستاره جدی نزدیک میباشد، در آن وقت هرج و مرج پرفتنه و شر، واقع میشود و اینها همه علامت ارزانی نرخها و قمیتها است[16].
سعیدبن جبیر در خبری نقل نموده است: در سالی که مهدی ظهور میکند بیست و پنج بار باران میبارد و بطوری که اثر و برکت آن باران ظاهر میشود[17].
ابن حجر عسقلانی در صواعق طی روایتی از حضرت رسول نقل میکند که ایشان فرمودند: بر امت من در آخرالزمان بلایی که شدیدتر از آن را،کسی نشنیده حلال میشود (بلا بر آنها رخ میدهد) حتی اینکه مرد هیچ پناهگاهی پیدا نمیکند و در این هنگام خدا مردی را از عترت من برمیانگیزد که زمین را پر از عدل و داد میکند[18].
وضعیت شهرها
حضرت رسول فرمودند: در قزوین مردی خروج میکند که نامش نام یکی از پیامبران است و خلایق به اطاعتش شتاب میکنند و مشرکان و مؤمنان از ترس وی میگریزند به حدی که کوهها از ایشان ـ جمعیت آنان ـ پُر میشود[19].
معروفبن فربوذ روایت نمود او گفته که: ما به خدمت حضرت باقر (ع) هیچ داخل نشدیم مگر اینکه فرمود: خراسان، خراسان، سجستان، سجستان گویا که آن حضرت بااین کلمات به ما بشارت و مژده میداد[20].
حکومت بنیعباس
از کعبالاحبار روایت شده است که او گفت: وقتی از بنیعباس مردی عبدالله نام، که صاحب عین است به سلطنت رسید هر آینه ابتدا و انتهای دولتشان با اوست و او مفتاح فنا و شمشیر فناست. وقتی که نامه او، در شهر شام خوانده شود، که این نامهای است از جانب بنده خدا، عبدالله امیرمؤمنان هر آینه بعد از اندکی،به شما خبر میرسد که نامهای در منبر مصر، خوانده گردیده بدین مضمون که این نامهایست از بنده خدا عبدالرحمان امیرمؤمنان (در روایت منظور از صاحب عین آن شخص است که اول نامش حرف عین است و مراد از اینکه ابتدا وانتهابا اوست این است که در اول دولتشان و در آخر دولتشان خلافت با عبدالله نام، است چنانچه اول خلفاء ایشان ابوالعباس عبداللهبن محمدبن علیبن عبداللهبن عباس بوده و آخرشان عبدالله مستنصر بود که ملقب به معتصم بوده است[21]).
حضرت رسول فرمودند: از علائم ظهور این است که به سوی اهل عراق نه قفیزی بیایدو نه درهمی، گفته شد یا رسول الله از طرف چه کسانی؟ حضرت فرمود: از طرف عجم (غیرعرب) که منع میکنند آنان از قفیز و درهم پس فرمود: نزدیک است که به سوی شام نیاید نه دیناری و نه مُدّی. عرض شد از کجا؟ فرمود: از طرف روم و آنگاه حضرت کمی ساکت شدند[22].
رسول خدا فرمودند: همانا مصر ایمن است از خراب شدن تا اینکه بصره خراب شود سپس حضرت فرمود: که خراب شدن بصره، از عراق است و خراب شدن مصر، از خشک شدن رود نیل است، ویرانی مکه از حبشه، ویرانی مدینه از سیل، ویرانی یمن به خاطر ملخ، ویرانی ابله ـ محلی در نزدیکی بصره ـ از حصار ـ مرکز ناحیهای است از بخارا که ساکنان آن ترکهای مغول و ازبکستان هستند که در آخرالزمان به بصره خواهند آمد ـ خراب شدن فارس از فقرا و گدایان و بینوایان دیلم، خراب شدن دیلم از ارمنستان، خراب شدن ارمنستان از جرز ـ جزیره ایی دجله و فرات ـ خراب شدن جرز از ترکستان، خراب شدن ترکستان از صواعق ـ صاعقههای آسمانی ـ خراب شدن سند از هند و خراب شدن هند از چین و خراب شدن چین از رمل، خراب شدن حبشه از زمین لرزه، خراب شدن بغداد از سفیانی، خراب شدن روحاء ـ محلی بین مکه و مدینه ـ به فرورفتن است و خراب شدن عراق از قحطی خواهد بود[23].
2ـ (غیبت طوسی، ص 437 ح 429 علائم ظهور الحجه).
1ـ (تفسیر علیبن ابراهیم، ج ص 310).
2ـ (قرب الاسناد ص 55).
1ـ (ثواب الاعمال صدوق، ص 301 ح 3 عقاب المعاصی).
2ـ (ثواب الاعمال شیخ صدوق، ص 301 ح 4).
3ـ (کمالالدین، ج 1 ص 201 باب 20 ح 45).
1ـ (کمالالدین، ج 2 ص 525 حدیث دجال 1)
3ـ (نوائب الدهور، ج 1 ص 140).
1ـ (نوائب الدهور، ج1 ص 165).
2ـ (نوائب الدهور ج 1 ص 169).
1ـ ابن حجر عسقلانی صواعق ص 99.
2ـ عقدالدرر فصل سوم باب نهم.
3ـ عقدالدر فصل اول باب 4.
3ـ (کمالالدین، ج 2 ص 655 ح 27 علامات الخروج).
2ـ (غیبت طوسی، ص 449 ح 450 علائم ظهور الحجه).
4ـ (کفایه الاثر، ص 213 باب ماجاء عن امیرالمونین).
1ـ (غیبت طوسی، ص 443 ح 435 علائم الظهور الحجه).
3ـ ینابیع الموده ص 431.
1ـ (غیبت طوسی ص 444 ح 438).
3ـ (غیبت نعمانی، ص 273 ح 51).
2ـ (غیبت شیخ طوسی، ح 436).
4ـ (کنزالعّمال، ج 11 ص 188 خ 31163).
1ـ سامره الابرار جزء اول ص 143.