گفتار اول: آشنایی با رجعت
معنای لغوی
الفاظ مختلفی برای بیان این اصل اعتقادی در قرآن مجید و روایات اسلامی به کار رفته است، مانند: رجعت، ایاب ،کرهّ، ردّ، حشر،که همه در معنای بازگشت مشترکند ولی در میان همه ی این الفاظ، رجعت مشهور تر است. رجعت مصدر مرّه[1] و بیانگر ( یکبار بازگشت) است، چنانچه در لسان العرب[2] آمده است: رجعت مصدر مرّه از ماده رجوع است.
در اقرب الموارد[3] در توضیح واژه رجعت چنین ذکر شده که: رجع الرجال رجوعا و مرجعا و معه انصرف ... هو یومن بالرجعه ای بالرجوع الی الدنیا بعد الموت.
رجوع به معنای بازگشت است و فلانی به رجعت ایمان دارد یعنی او به رجوع به دنیا پس از مرگ اعتقاد دارد.
پس واژه رجعت در لغت به معنای (یکبار بازگشت) است.
معنای اصطلاحی
رجعت همانند بسیاری از واژه ها علاوه بر معنای لغوی، در علوم مختلف، در معنای گو ناگونی به کار رفته، و با توجه به این معانی است که می توانیم تصویر و شناخت صحیحی از معنای مورد بحث داشته باشیم. لغتنامه ی دهخدا معنای اصطلاحی مختلفی برای رجعت بر شمرده است، که به اختصار آنها را نقل می کنیم :
1- اصطلاح فقهی : بازگردیدن مرد به سوی زن مطلقه ی خود در مدت قانونی و شرعی.
2- اصطلاح نجومی: رجعت نزد منجمان و اهل هیات عبارتست از حرکتی غیر از حرکت کوکب متحیره به سوی خلاف توالی بروج و آن را رجوع و عکس نیز می نامند.
3- اصطلاح عرفانی: نزد اهل دعوت عبارتست از رجوع و کال و نکال و ملال صاحب اعمال به سبب صدور فعل زشت از افعال ، یا متکلم گفتاری سخیف از اقوال[4] .
4- اصطلاح جامعه شناسی : برخی جامعه شناسان به هنگام بحث از قانونمندی جامعه و تاریخ معتقدند که قوانین تطورات تاریخی در همه مشترک است و تاریخ سه مرحله ربانی، قهرمانی و انسانی را طی می کند و همیشه این ادوار تکرار می شوند و آنان این حرکت تاریخ را ( ادوار و اکوار ) و (رجعت) گویند.[5]
روشن است که هیچ کدام از معانی چهار گونه مذکور مورد بحث ما نیست و آنچه در این تحقیق مورد توجه است اصطلاح کلامی است.
5- اصلاح کلامی شیخ حر عاملی در بیان تعریف اصطلاحی رجعت می فرماید:
بدان که رجعت در اینجا ( کلام) همان حیات و زندگی بعد از مرگ و قبل از قیامت است و این معنا از لفظ رجعت به ذهن سبقت می جوید و همین معناست که مورد تصریح علما بوده که از موارد به کار گیری آن و نیز ازاحادیث استفاده می شود.[6]
این تعریف بیانگر معنا ی کامل اصطلاحی رجعت نیست ، زیرا مجرد زنده شدن بعد از مرگ ، قبل از قیامت، نمایانگر معنای اصطلاحی رجعت نیست، زیرا ( همانطور که خواهد آمد) قرآن ماجرای عده ای را بیان می کند که پس از مرگ زنده شدند. مثل جریان زنده شدن عده ای از یاران حضرت موسی که می خواستند خدا را ببینندو... روشن است که رجعت در اصطلاح کلام شیعه چنین رجوعی نخواهد بود افزون بر اینکه معنای لغوی رجعت در این تعریف لحاظ نشده است ، چرا که رجعت به معنای باز گشت به دنیا پس از مرگ است نه زنده بودن، به هر حال این تعریف گویای معنای اصطلاحی رجعت نیست.
تعریف دیگر تعریف شیخ مفید است، که گویای معنای واقعی رجعت بوده و دارای نواقص تعریف نخست نیست. ایشان در تبیین معنای اصطلاحی ( کلامی) رجعت چنین می نویسد:
ان الله یرد قوما من الاموات الی الدنیا فی صورهم التی کانواعلیها فیعز فریقا و یذل فریقا و المحقین من المبطلین و المظلومین منهم من الظالمین و ذلک عند قیام مهدی آل محمد علیهم السلام.[7]
خداوند گروهی از اموات را به همان صورتی که در گذشته بودند، به دنیا بر می گرداند، و گروهی را عزیز و گروهی دیگر را ذلیل می کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه و نصرت داده ، و مظلومین را بر ظالمین و ستمگران غلبه می دهد ، این واقعه هنگام ظهور مهدی آل محمد، علیهم السلام، رخ خواهد داد.
1
|
شرح تعریف:
تعبیر« یردّ» بسیار ظریف است و دقیقا انعکاس دهندۀ معنای لغوی رجعت وبازگشت است، بر خلاف « الحیوه بعد الممات» که در تعریف نخست آمده است. و نیز قید « قوما من الا موات» بیانگر این مطلب است که رجعت مختص به گروه خاصی بوده و عمومی نخواهد بود، کما اینکه در احادیث بدان اشاره شده است، و آن گروه، مومنان کامل و کافران بد طینت هستند.
تعبیر « فی صورهم التی کانوا علیها» بیان می کند که افرادی که رجوع می کنند، به همان صورت دینوی و دارای جسم و خواص مادی خواهند بود. پس منظور از رجعت رجوع دولت حقه اهل بیت ، علیهم السلام ، و امر و نهی آنها نیست بلکه رجوع اشخاص است، کما اینکه در آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت. جمله « فیعز فریقا...الظالمین» اشاره به فلسفه رجعت دارد و آن عزت مومنان و ذلت ظالمان است، و بالا خره « عند قیام مهدی ، آل محمد» زمان رجعت را بطور اجمالی مشخص می کند که قبل از قیامت و در هنگام ظهور حضرت مهدی آل محمد، علیه السلام خواهد بود.
- در علم صرف بیان شده که مصدر دارای انواعی است. یک نوع آن ( مره) است که برای بیان وقوع یکبار فعل به کار می رود.[1]
- ابن منظور، لسان العرب، ج 8،ص 114.[2]
- الشتونی، سعید الخوری، اقرب الموارد، ج 1، ص 392- 391 [3]
- دهخدا ، علی اکبر ، لغت نامه دهخدا، حرف راء ص 295 -294[4]
-مصباح یزدی ، محمد تقی ، جامع و تاریخ ، ص 14[5]
-الحرّّ العاملی، محمدبن الحسن ، الایقاظ من الهجعه بالبرهان علی الرجعه ، ص 140-141[6]
- الشخ المفید ، محمد بن محمد نعمان ، اوائل المقا لات ، ص 89[7]